تبليغاتX
من،يك زن هستم،با كمال افتخار!
ــ خیلی برام دعا کن.

ــ چرا؟طوری شده؟؟

پ ن: نه.چون طوری نشده!

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 17:9  توسط م.ر  | 


زن:بالاخره ما نفهمیدیم باید رو به قبله خوابید یا پشت به قبله؟!

مرد: ــ با شیطنت ــ تو که باید رو به من بخوابی!

زن: ــ با شیطنت بیشتر! ــ "رو به تو" یا "روی تو؟!"

مرد: ــ با کپ کردگی! ــ خاک تو سرت!

پ ن:حالا باید کدوم وری خوابید جدا"؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 21:43  توسط م.ر  | 

رای می دهم
نه برای تحلیل های صد من یک غازتان
که به غربت این شب هایتان!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 14:59  توسط م.ر  | 

یا میرحسین
یا هیچ کس
یا سکینه
یا اقدس
حالا دس دس!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:47  توسط م.ر  | 

یا حسین
یا میرحسین!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:45  توسط م.ر 

مستند میرحسین رو دیدید؟
بدون هیچ تعصبی به هیچ شخص و گروهی باید بگم:
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 10:17  توسط م.ر  | 

آقا با توجه به این که اکثر هنرمندان از آقای موسوی حمایت کرده اند،ما خواستیم ته و توی قضیه را در بیاوریم که ماجرا از چه قرار است.اتفاقا درش هم آوردیم اما بماند برای بعد،چون این وسط به نکته ی جالبی برخوردیم:

این جنابِ "من بودم و حافظ بود و سعدی" که معرف حضور هست؟(سهیل محمودی)،چند وقت پیش گفته بود "حافظ هم اگر بود از موسوی حمایت می کرد"(۲)

شما که می دانید؟ما با عوالم بالا در ارتباطیم.تماس گرفتیم با بیت جناب حافظ. جخ! خودشان گوشی را برداشتند.البته ایشان مشغول طوبی و قامت یار و شراب و عیش و این ها بودند و از ما خواستند بعدا تماس بگیریم.ما هم ساعاتی بعد تماس گرفتیم که نتیجه ی آن بطور خلاصه عرض می گردد:

۱ـ اول این که جناب حافظ با چیزی در حد "ببو" فرض کردن بنده،اظهار داشتند که آن صداهایی که آنموقع می آمده از ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد بوده و اصلا ما فکر بد نکنیم و این ها.ما هم زیاد گیر ندادیم و بیخیال شدیم.ولی ایشان برای این که ما فکر نکنیم در ستاد اوشان خبرهایی بوده است عرض کردند:

غرض کرشمه ی زلف است ورنه حاجت نیست/جمال دولت محمود را به زلف ایاز

۲)اما خوبیش این بود که فهمیدیم ایشان از طرفداران محمودجان است.فلذا ادعای سهیل محمودی را با وی درمیان گذاشتیم.ایشان ابتدا چندتا نکته عرض کردند که خصوصی بود و ما بعدا شخصا به آقای محمودی می رسانیم اما یک چیزهایی هم گفتند که عمومی بود:

الف)محمود بود عاقبت کار در این راه/گر سر برود  در سر سودای ایازم

ایشان به ما اطمینان دادند که اول و آخر محمود رئیس جمهور است(البته ما هم به ایشان گفتیم دست از سر "ایاز" بردارند وگرنه خودمان سانسورشان می کنیم!) البته ایشان یک شرطی هم گذاشتن برای محمود و آن این که:

ب)بخواه جام صبوحی به یاد عاصف عهد/وزیر ملک سلیمان عماد دین محمود

یعنی این که:باباجان،گندش را درآورده ای!این الهام را برکنار کن تا از چند شغله بودن در بیاید و به جایش عاصفی را بیاور که هم خوشگلتر است و هم خوش زبان تر.

ج)ایشان یک نکته ای هم برای طرفداران موسوی داشتند:

ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند/ دولت احمدی و معجزه ی سبحانی


یعنی این که اگر جرات داری رئیس جمهور شو تا...سانسور شد!

پاورقی!:

۱)این عنوان از آن شعر :"حافظ در اتوبوس" تقلید شده.

۲)این خبر اصلا کذب است!

پی نوشت:
حال و حوصله نداشتم بیشتر از این طولش بدهم!

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 12:33  توسط م.ر  | 


"از نشانه های آخر الزمان است فوت علما و مراجع..."

مراجع نشانه ساز را می شمارم... 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:59  توسط م.ر  |