
در گوشه ديگری از دنيا:
- پسرمون رو فرستادم آمريکا. خوشبختانه يه مدرسه پيدا کردم که همشون پسرن! گفتم اينجوري خيالم راحت تره!
سر امتحان:
- اسی ؟ اوا جون فری جواب سئوال پنجو بده!
- بلا؟ سئوال دوازده رو الف زدی يا جيم؟
در دفتر مدير:
- آقاي مدير، قربون اون چشمهای نازت بشم! به خدا ما کارینکرديم!
- مگه تو خودت داداش و بابا نداری بي وجدان؟!!
توی حياط مدرسه:
- اسی؟ اين پسر تازه وارده خوب تيکه ايه ها!
بعد از زنگ فيزيک:
- آقا ببخشيد، من اين ترم هم دوباره از کلاس شما 5 گرفتم! ميشه ايندفعه رو هم مثل ترم قبل با هم ... کنار بيايم؟!
بعد از زنگ شيمی:
- اين دبير شيميمون خيلي نازه! فقط خدا کنه اون حلقه نامزديش فقط برا ظاهر سازی باشه!
زنگ تفريح:
- ديدی آقا ناظم به فری گفته بود ولی شو بياره؟
- ولی شو نديدم! ولی اون داداش کوچيکش خيلی ناز بود!!!
در خوابگاه دانشجويی:
- اسی؟ سشوار منو نديدی؟!
- چرا فری جون! همونجا پيش شلوار قرمزه منه!!
نوشته شده روی ديوار دستشويی مدرسه:
- ريش خم اندر خمت حلقه دام بلاست!!!
- .. رفتی و با يکی ديگه دوست شدی هيچ خيالی نيست!
يه روزی نوبت من ميشه بيام حالتو بگيرم ... !!!!!!!!
"آقا ما تو اين يکی دو هفته حضور در تهران به يک سری کشفيات بسيار جالبی "دست"پيدا کرديم که بنده حاضرم همينجا مجاناً و فيری آف چارج خدمتتون عرض کنم. اول اينکه ديگه يواش يواش داره دستم مياد که وقتی جائی ميريم ديد و بازديد با کدوم خانوما بايد موقع سلام و احوال پرسی، دست داد، با کيا بايد از دور خم و راست شد و سلام کرد، کيا رو ميشه در آغوش گرفت، با کيا ميشه هم دست داد و هم در آغوش گرفت و هم يک ماچ کوچولوی ملايم بر گونۀ طرف مقابل بچسبانيم!(البته اين قضيۀ "ماچ" خودش حکايتی داره که از فرصت اين برنامه خارج است!) حالا برگرديم به همون موضوع اول. تحقيقات بعمل آمده در کتب و روايات تاريخی، حاکی از آن است که اگر در مجلسی خانمی يا دختری يا هر موجود مؤنث ديگری چادر به سر حضور داشته باشد، همون بهتر که از دور به فاصلۀ سه متر يا حتی سه مترونيم ايستاده، ودست را مشت کرده، به موازات دوخت شلوار قرارداده از کمر به اندازۀ 30 درجه يا در برخی مواقع به اندازه 35.2 درجه به جلو خم شده و به حالت اوليه برگرديم و مناسک "سلام عليک" را اجرا نمائيم! و اما اگر اين خانم چادر ندارد، ولی روسری دارد، باز هم احتياط واجب آن است که باز از دور سلام عليک بفرمائيم ولی احتياط مستحب آن است که چشم به دست خانم باشيم که اگر دستشون رو جلو آوردند، با ايشان دست بدهيم! واما اگر آن خانم يا دختر يا همشيره، در آن مجلس روسری دارد ولی تو گوئی ندارد (!) يعنی روسری از نيمه ميانی سر عقب تر می باشد، در اين صورت احتياط واجب آن است که چشم به دست خانم باشيم که اگر دستشون رو جلو آوردند، با ايشان دست بدهيم ولی احتياط خيلی خيلی مستحب آن است که زير چشمی مراقب شرايط جوّی موجود از قبيل همسر، نامزد، پدر، خاطرخواه، پسرهمسایه، و سایر بستگان سبیل دار باشیم! و اما اگر آن خانم یا دختر در آن مجلس، نه چادر دارد، نه روسری دارد، ولی یک آقای سیبیلوی غیرتی در کنار خود دارد، احتیاط مستحب آن است که نه تنها سه متر عقب تر، بلکه سی متر عقب تر ایستاده و از همونجا با ایشان سلام علیک نمائیم! و اما اگر آن خانم یا دختر در آن مجلس، چادر که ندارد هیچ، روسری که ندارد باز هم هیچ، شوهر هم ندارد، حتی یک آقای سیبیلوی غیرتی هم در کنار خود ندارد، بلکه یک عدد لباس خوشگل یقه هفت آستین حلقه ای و یا رکابی قرمز بهمراه یک مینی ژوپ قرمز ( و در برخی احادیث به رنگ سفید نیز اشاره شده است!!) به اندازۀ یک وجب بالای زانو دارد، شرط عقل آنست که بی خیال احتیاطهای واجب، غیر واجب، مستحب و غیر مستحب شده مصداق (نَذارِشْ بِپَّرة، بَغَلْ كُنْ بِبوسِشْ...) را مطابق با اصول و شرایط جوی موجود مورد اجرا قرار دهید."
آنی خدا به داداشت رحم کنه!

محمود نگو يه دسته گل!

خداييش بچه به اين محجوبي تاحالا ديديد!

جيگرتو بخورم الهي!

ما در هيچ زمينه اي كم نمي آوريم!

گنجشك لا لا محمود لا لا
لا لا لا لا يي لا لا لا لا يي

حاج آقا زمين خوردَ تيم!

داداش تا يه قليون مي زنم اون هندونه ها رو بنداز تو حوض!
