چه جمله اي كه مكان و زمان نمي خواهد به هر زبان كه بگويي ... زبان نمي خواهد! چه جمله ايست كه از تو براي اثباتش به جز دو چشم دليل و نشان نمي خواهد چه جمله ايست كه وقتي شنيدم از دهنت دلم به جز دل تو همزبان نمي خواهد ستاره ها همه دور مدارشان باشند تو ماه من شده اي! كهكشان نمي خواهد! تو ماه من،پر پرواز من شدي باتو پر از پرنده شدن آسمان نمي خواهد نگاه كن! قلمم مثل چشم تو شده است براي گفتن حرفش دهان نمي خواهد! حديث ما همه در جمله اي خلاصه شده كه (دوستت دارم) داستان نمي خواهد! كه (دوستت دارم) يعني كه (دوستت دارم!) كه (دوستت دارم) امتحان نمي خواهد!!!
شعر از:علی
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 16:19  توسط شاهزاده
|
سلام.من بانو هستم! دانشجوی انصرافی مکانیک جامدات و دانشجوی فعلی فلسفه! راستش بعد از 2سال که مکانیک خوندم توی عقایدم دچار شک های خفنی شدم.ترجیح دادم برم فلسفه بخونم.اصلا پشیمون نیستم چون حالم خیلی بهتر شد! دو تا پارادوکس توی این وب هست:مردونه حرف زدن های من و نسبتا غیر مذهبی بودن هام! اولی به خاطر محیطیه که توش بزرگ شدم! دومی هم به خاطر اشتباه شماست!من فردی کاملا مذهبی و معتقد هستم.فعلا...